![]()
زرتشت![]()
![]()
درخشید خورشید گیتی فروز![]()
شب تیره ی آریان گشت روز![]()
بر افکند زردشت از رخ نقاب![]()
به بتخانه بابل افکند تاب![]()
به یک دست آتش به یک دست زند![]()
در آن راز خلقت در این رمز و پند![]()
به ایرانیان گفت: هرمزد پاک
مرا داده این فره تابناک ![]()
بگیرید گاتا و یسنا به دست![]()
مباشد جز پاک یزدان پرست![]()
پرستش کنید این بهی کیش را![]()
برانید اهریمن خویش را![]()
نیایش به هرمزد روشن نکوست ![]()
![]()
که خورشید روشنگر بام اوست![]()
![]()




![]()
نظر یادت نره گلکم![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 17:34 توسط گلناز |
نمی دونم چرا کسایی که عاشق می شن همش حرفای غمگین میزنن همشم طرف رنگهای تیره هستن . یه دوست دارم که خیلی دوسش دارم و اول اسمش هم sهستش ووقتی ازش پرسیدم عشق یعنی چی؟ گفت : مثل یه شکلات خوشمزه است که هر چقدر بخوری زودتر تموم می شه ولی تا آخر عمر مزش تو دهنت هست و هرگز فراموش نمی شه . یه سوال از عاشقا راسته که هر چی احساسات و رویاها می گن درسته؟؟ خواهش می کنم که نظرتون و بهم بگین؟؟؟؟ و تو دوست قشنگم اگه تو رویاهات به عشقت رسیدی نظرت خیلی برام اهمیت داره با شه یادت نره نظر بدی ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


نظر یادت نره گلکم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 15:6 توسط گلناز |

درباره زمان زرتشت بين دانشمنددان هم رائئ نيست ولي بيشتر بر اين باورند كه صدها سال پيش از حضرت موسي مي زيسته است . زادروزش را بروز خورداد ششم فروردين ماه 26 مارچ جشن مي گيريم و درگذشتش را بروز خير ايزد پنجم دي ماه 16 دسامبر بزرگ و گرامي مي داريم .
اوستا گرد آمده اي از دين و فرهنگ و تاريخ ما زرتشتيان است كه پنج بخش دارد :
1- يسنا ها يا ستايش و پرستش پروردگار . گاتها يا سروده هاي اشوزرتشت بخشي از يسناها در دل يسناها نگهداري شده و كتاب ديني زرتشتيان مي باشد .
2- يشتها يا سروده هاي ستايش ايزدان (1) و امشاسپندان (2) :
شمار يشتها بين 21 تا 30 يشت و بنام نامهاي روز مي باشد .
3- ويسپرد يا ستايش ردان و پارسيان و نيكان مينوي و دنيوي و بيشتر نيايشهايي است كه در جشنهاي گاهانبار (3) خوانده مي شوند .
4- ونديداد : نوشتاري است پيرامون بهداشت و درمان و پاكيزگي به شيوه روزگار ساسانيان آميخته با خرافات متاثر از فرهنگ چيره كه جزئي از مطالب ديني هم براي اهميت بخشيدن به آن در گوشه هائي از نوشتار گنجانيده شده اند . مطالعه ولي با باورهاي راستين پيشينيان و باورهاي امروزي زرتشتيان كاملاً متفاوت و از هر نظر به ويژه بنام كتاب ديني مردود است .
5- خرده اوستا يا نماز و نيايش روزانه فراهم شده از ديگر بخشهاي اوستا به جز سروده هاي گاتها كه سروده خود اشوزرتشت است ، ديگر بخشها را دانش آموختگان يا پيروان اشوزرتشت در هر زماني نوشته اند . يك بخش از يشتها پيش از زرتشت نوشته شده كه آنرا يشت كهن مي خوانند .
در بخشهاي اوستا مي توانيم به تاريخ ، جغرافيا ، موسيقي و ستاره شناسي ، بهداشت ، كشاورزي ، پيشه و ديگر فرهنگهاي پيشينيان دست يابيم . پاره اي از كتابها و نوشته هاي پس از زرتشت به ويژه زمان ساسانيان همانند ونديداد اعتبار و ارزش ديني نداشته باورهاي شخصي و زائيده از فرهنگهاي بيگانه و فرهنگ روز مي باشند .
گاتها يا گاثها سروده هاي اشوزرتشت و آموزشهاي او مي باشند و كتاب ديني زرتشتيان به شمار مي رود كه پنج بخش دارد :
1- اهنود گات داراي هفت هات يا فصل و يكصد ها يا بند مي باشد .
هر بند سرودي از سروده هاي اشوزرتشت است
2- اشتود گات داراي چهار هات و 66 ها
3- سپنتمد گات داراي چهار گات و چهل ويك ها
4- وهوخشتر گات داراي 1 هات و 22 ها
5- وهشتوئيش گات داراي يك هات و نه ها
گاتها روي هم رفته 17 هات و 238 بند دارد . گاتها آئين نامه زندگي و راز خوشبختي است .
1- خداشناسي :
خداي زرتشت مزدا اهورا يا اهورا مزدا نام دارد و يگانه است . مز يا مس به معني بزرگ و افزاينده ، دا به معني دانش و آنچه در دايره دانش است ، مزدا يعني دانش بزرگ و افزاينده ، اهورا به معني : سرور ، بزرگ،سرچشمه ، هستي بخش برخي از “مز” منيدن و انديشيدن و از “دا” صاحب و دارنده و روي هم رفته مزدا ، خداي خرد برداشت كرده اند .
پس اهورا مزدا يا مزدا اهورا يعني سرچشمه و هستي بخش دانش بزرگ و افزاينده كه يگانه و دانا و توانا و بخشنده و مهربان و آفريننده است و همه فروزه هاي نيك را دارا مي باشد سرچشمه و آفريننده دانش بزرگي است كه بشر با اين همه دانش و بينش امروزي تنها ذره اي از بينهايت آنرا دريافته است .
اشوزرتشت در گاتها خدا را مزدا يا اهورا يا مزدا اهورا نام برده است . بعدها با گذشت زمان در زمان هخامنشيان صفت و موصوف جابجا و اهورا مزدا گفته شده است ، مثل نخستين روز يا روز نخست خداي زرتشتيان دانش افزاينده يا خرد پاك با خداي جان و خرد هم ناميده مي شود . اهورا مزدا ، خدائي كه اشوزرتشت به جهانيان شناسانيد سرچشمه دانشها و بن مايه آفرينش است . دانشي افزاينده و آفريننده كه روز به روز بر شمار آفريده هايش افزوده مي شود .خدائي كه هر چه زمان بگذرد و بر دانش مردم بيافزايد دامنه شناخت بزرگي و تواناييش گسترده تر مي شود . خداي همه آفريده ها كه همه چيز را براي همه آفريده ها آفريده است نه تنها انسان ، هر چيز را شايسته و سزاوار هر آفريده .
اشوزرتشت چگونه خدا را شناخت و به مردم شناسانيد ؟
اشوزرتشت فراگيري و شناخت و دريافت را بر پايه پرسش و پاسخ استوار ساخت . از خود مي پرسيد : چه كسي اين زمين و آسمان و ستارگان را آفريده است ؟ چه كسي گياهان را پديد آورده است و چه كسي حيوانات را هستي بخشيده است ؟ آنگاه تسوها و روزها و هفته ها مي انديشيد ، با خرد ذاتي خود و دانش فراگيري از راه گوش و چشم و كنكاش مي نمود ، جستجو مي كرد ، مي پرسيد ، مي خواند مي شكافت و در پايان به ياري انديشه پاك پاسخ پرسش خود را در مي يافت .
اشوزرتشت دريافت كهك مزدا اهورا آفريننده و يكتا پرست ، اوست كه با دانش خود دانشها را آفريد . زمين و آسمان را آفريد و جهان و جهانيان را هستي بخشيد و تا جهان جهان است در كار آفرينش است « اي خداوند جان و خرد هنگامي كه در انديشه خود تورا سر آغاز و سرانجام هستي شناختم . آنگاه با ديد دل دريافتم كه توئي آفريننده راستي و داور دادگري كه كردار مردمان جهان را داوري مي كني . هات 31 بند 8 »
2- اشا نظم يا همجار آفرينش
اشوزرتشت از خود پرسيد چرا ستارگان فرو نمي ريزند ؟ خورشيد به كجا ميرود . ماه از كجا مي آيد ؟ روز و شب چگونه پيدا مي شود ؟ زمستان و تابستان چمونه شكل مي گيرند؟ زرتشت دانش وانديشه خود را به ياري گرفت . انديشيد وانديشيد تا اينكه در پايان پي برد كه جهان و هر چه در اوست از ذره ناپيدا تا كيهان بي انتها در دايره نظم و ترتيبي قرار دارد كه چنانچه چيزي از راه خود خارج و از هم آهنگي با آن هنجار سرپيچد به گمراهي و تباهي كشانيده مي شود . او دريافت نظم و قانوني جهان را در بر گرفته است و آن نظم و قانون را اشا يا بهترين پاكي و راستي اشا و هيشتا ناميد . يعني هر چيز بايد در جاي خود و به گونه درست و راست آنگونه كه در راستاي هنجار آفرينش است قرار گيرد و گرنه به زيان ديگران بوده و يا به نابودي كشانيده مي شود. انسان همچون ديگر آفريده ها نه تنها جزء جزء بدنش بايد در دايره اشا قرار گيرد تا سالم بماند . بلكه انديشه و گفتار و كردارش هم بايد با اشا هماهنگ و در راستاي هنجمار آفرينش باشند با اين معني كه همه 1ديده هاي آفرينش را پاك و به گونه درست به كار گيرد تا به كاميابي ، آرامش و رستگاري دست يابد .
« هركس در اين جهان بايد برابر آيين ازلي اشا يا راستي كه بنياد زندگي را تشكيل رفتار كند . هات 33 بند1».
اشوزرتشت با دانش ژرف و انديشه تابناك خود زير چتر دانش بزرگ دريافت كه در دايره اشا يا هنجار آفرينش 2 گوهر همزاد وجود دارد كه رودر روي ( متضاد ) همديگر ايستاده و يكي بدون ديگري هستي نمي يابد . اين دو گوهر يا نيروي مخالف ولي همراه به دو چهره نمودار ميشوند يكي چهره فيزيكي و ديگري چهره مينوئي كه چهره فيزيكي پايداري جهان و استواري آفرينش ( كائنات ) را بر عهده دارند و چهره مينوئي كه زائيده انديشه و داوري انسانها هستند هم زيستي و تعادل زندگي جهانيان را نگهبان مي باشند . اين دو نيرو يا دو گهر در جهان فيزيكي مثبت و منفي ، كنش و واكنش جذب و دفع و غيره ناميده مي شوند و در جهان مينوئي خوب و بد ، زشت و زيبا ، راست و دروغ ، وهومن و اهريمن و غيره كه زائيده و داوري انديشه انسانها هستند خوانده مي شوند . اشوزرتشت اين دو گوهر را دو مينو نام مي برد . سپنتا مينو يعني منش نيك و انگره مينو يعني منش بد .
« آن دو گوهر همزادي كه در آغاز در عالم تصور پديدار شدند ، يكي نيكي است و ديگري بدي در انديشه و گفتار و كردار .مرد خردمند از ميان اين دو راستي را بر خواهد گزيد ولي شخص كج انديش و نابخرد چنين نخواهد كرد و به بيراهه خواهد رفت . گاتها : هات 30 بند 3 »
اگر درست بيديشيد اين دو گوهر هيچكدام به تنهايي و بجاي خود بد نبوده و اهورا مزدا همه چيز را بگونه نيك آفريده است . اين مائم كه يكي را خوب و ديگري را بد ميدانيم و مي ناميم . در حاليكه هستند كسان يا آفريده هائي كه دگرگون ما مي انديشند يا آنچه به زيان ما است بسود آنهاست .يكي در تجارت سود ميبرد و يكي زيان،نميتوان گفت : داد ستد بد است. بهمان اندازه كه كبوتر از روز و روشنائي بهره مي گيرد، شب پره از شب و تاريكي سود ميجويد.تيغ در دست پزشك شفابخش ولي در دست ديوانه كشنده است ، در حالي كه تيغ همان تيغ است ، تنها كاربرد آن دگرگونه است . خوي درندگي حيوانات وحشي و نيش عقرب اقتضاي طبيعت آنها و در راستاي اشا براي حفظ جان و دفاع آنهاست . انسان هر چه را به سود خود مي داند خوب ميخواند و آنچه به زيان اوست بد مي نامد . «اهورايي مزدايي ويسپا وهو چينهمي » اهورا مزدا همه چيز را به گونه نيك آنگونه كه شايسته است آفريده . اهورا مزدا همه چيز را براي همه آفريده ها آفريده است نه تنها انسان ، تا هر آفريده از آنچه به سود اوست و بتواند آنرا هماهنگ با اشا به كار برد از آن بهره گيرد و شود جويد .
هر فروزه و پديده سودمند ايزد ناميده مي شود ايزد از ريشه ( يز ) به معني ستايش و تمجيد بنابراين هر چيز خوب و سودرسان كه در زندگي انسانها يا يكي از آفريده ها كارساز و در راستاي اشا قرار گرفته باشد ايزد خوانده مي شود . ايزدها بر دو گونه اند يكي مادي مثل : آب ، خورشيد ، زمين ، گياه و غيره ديگري مينوي يا مينوئي مثل :راستي ، دوستي ،خرد ،انديشه و غيره . براي اينكه مردم به آرامش و آسايش رسيده خوشبخت و رستگار باشند و برادري و برابري جاي جنگ و خونريزي و مهر و آشتي جاي قهر و خشونت بگيرد ، اشوزرتشت از پرتوهاي مزدا ( دانش بزرگ ) يعني از بهترين ايزدان مينوئي و فروزه هاي رستگاري ، فروزه ها و الگوهائي برگزيد و آموزش داد كه انسانها خود را با آن فروزه ها و زيورها آراسته به راه خوشبختي و آرامش پايدار رهنمون گردند.
اشوزرتشت انديشيد فروزه اي كه او را به خدا شناسي رهنمون بوده است و پرتوي از مزدا دانش بزرگ كه گره هاي فكري او را يكي پس از ديگري گشوده است و پرسشهاي او را پاسخ داده است ، انديشه نيك يا فكر تابناك او بوده است كه با خرد خدادي و دانش يادگيري از راه گوش و چشم به دست آورده است يا بهتر گفته شود نخستين راهنما و رهگشاي او در زندگي انديشه نيك بوده است بنابراين اولين فروزه رستگاري را وهمن يا وهومن ناميد .
وهو يا وه يعني خوب
من يعني انديشه
وهومن يا وهمن يعني انديشه نيك
انگره يا اك يعني بد
من يعني انديشه
اكمن يا انگره يعني انديشه بد يا اهريمن
اكمن واژه اوستائي اهريمن است .
اهريمن يا انديشه بد انسان را به گنراهي و ناكامي مي كشاند ( اي خداند جان و خرد آنگاه تو را پاك و مقدس شناختم كه منش پاك وهومن به من روي آورد و نور حقيقت و معرفت به قلبم راه يافت آنگاه دريافتم كه انديشه ارام و ژرف بهترين وسيله كسب دانش و بينش معنوي است . هات 43 بند 15 » .
اشوزرتشت براي جلوگيري از دروغ و فريب وفساد ، براي از بين بردن ستم و ناروائي و براي ايجاد آرامش و آسايش مردم را متوجه اشا قانون ازلي آفرينش نمود و آنرا زير نام اشا وهيشتا يا ارديبهشت به مردم آموزش داد . اشاوهيشتا بهترين راستي و پاكي در انديشه و گفتار و كردار است . اشوزرتشت اشا وهيشتا را يكي از پرتوهاي مزدا ( دانش بزرگ ) وكارسازترين فروزه رستگاري و خوشبختي به شمار آورد و رهروان آن را اشوان ناميد .
اشا يعني پاكي وراستي ( نظم يا هنجار )
وهيشتا يعني بهترين
اشا وهيشتا يعني هر چيزي و هر كاري به جاي خود و به گونه و كاربرد راست و درست يا بهترين پاكي و راستي يا بهترين قانون .
انسان تا دايره اشا و راه دست قرار نگيرد به آرامش و همزيستي مهربانانه دست نمي يابد . از اين روست كه اشوزرتشت مي فرمايد :
«هر كس در اين جهان بايد برابر آئين ازلي اشا يا راستي كه بنياد زندگي را تشكيل مي دهد رفتار كند . هات 33 بند 1 »
« پرودگارا در پرتو قانون ازلي اشا ( بهترين پاكي و راستي ) ما را از حكمت و دانش كه از بخشايش نيك انديشي (وهومن) است برخوردار ساز تا طي زندگي دراز از شادي و سرور بهره مند گرديم هات 43 بند 2 ».
سپس اشوزرتشت پي برد ، هر انديشه نيكي كه در پرتو دانش باشد و در راستاي اشا ( هنجار آفرينش ) قرار گيرد به گونه كردار نيك نمايان مي گردد و در راه پيشرفت و آرمش و آسايش مردم به كار گرفته شده سودمند خواهد بود و چون شهرياري مزدا است كه به گونه گسترده بر جهان پرتو افكنده آبادي و فراواني را در بر دارد. او اين كردار نيك و پرتو شهرياري مزدا را وهوخشتره يا شهريور ناميد و يكي ديگر از فروزه هاي رستگاري به شمار آورد .
شهريور يا وهوخشتره : توان اهورائي و نيروي اراده و چيرگي بر نفس براي انجام كارهاي نيك است .
« خشترا نيروي اهورائي و بخششي است بسيار ارجمند كه چون باران ملايم از عرش به زمين مي بارد و خواسته هاي درون دلباختگان راه خدا را در پرتو اشا به خدمتگذاري بر هواهد انگيخت .اي مزدا بهشت با نيكوكاري به دست آيد ، پس هميشه در انجام كار نيك كوشا خواهيم بود . هات 51 بند 1 ».
مهر ودلباختگي و باور به خدا در درخششي ديگر از مزدا ويكي ديگر از فروزه هاي رستگاري
اشوزرتشت فروزه هاي رستگاري و انگيزه هاي زندگي بخش را كافي و بسنده نمي ديد . خوب ديافته بود تا بين مردمان مهر و عشق ودوستي و پيمان نباشد ، آرامش و همزيستي مهربانانه وجود نخواهد داشت. او مي دانست آنچه دلها را به هم نزديك مي كند و انسانها را اميد بخشيده در زندگي شاد و كامروا مي دارد .
مهر و دوستي و دلباختگي و باور به خدا است .از اين رو پرتو والاي ديگري از مزدا را به انگيزه ها و فروزه هاي رستگاري افزود و آنرا سپنتا آ رميتي يا سپندارمذ ناميد .
سپنتا آرميتي يعني دلباختگي و باور راستين يعني مهر و عشق پاك
« كسي كه از نيروي معنوي و منش نيك و راستي برخوردار باشد و آرميتي با عشق و ايمان به كالبد او پايداري بخشد ، بي گمان چنين كسي در آزمايش زندگي پيروز خواهد شد .هات 30 بند 7 ».
اشوزرتشت دريافت آنگاه كه كساني زير چتر دانش بزرگ (مزدا) به انديشه نيك (وهومن) دست يافت و با اشا ( ارديبهشت ) هماهنگ شد و كوشش و كردار خود را در راه خدمت به مردم و آسايش و توانگري آنان و آباداني وفراواني پيرامون (شهريور ) به كار گرفت و در پرتو عشق وايمان ( سپندارمذ ) همگان را دوست داشت و دوست داشته شد ، انساني خواهد بود كه به جايگاه والاي رسائي ( خرداد ) رسيده است و مي تواند در كمال آرامش و آسايش زندگي پر بار خود را دنبال نموده خود را براي رسيدن به جاوداني ( امرداد )آماده سازد.
خرداد يا هه اروتات يعني رسائي و كمال
چون نيك بنگريم در مي يابيم كه خرداد پيش در آمد امرداد يعني ( آرامش دير پا و راستي ) است و همواره اين دو بخشش اهورائي با هم گفته مي شوند . در گاتها بيشتر هه اروتات با امرتات همراه است .
« كسي كه در پرتو خرد مقدس و قلبي پاك انديشه و گفتار و كردارش نيك و با اشا يعني راستي و ذرستي هماهنگ باشد ، مزدا اهورا با توانايي و مهر خويش او را به رسائي و جاوداني خواهد رسانيد . هات47 بند 1».
جاوداني ، پاداش نيك مزدا به جويندگان و دارندگان فروزه هاي رستگاري
اشوزرتشت پرتوهاي مزدا را به دو بخش نمود
1- فروزگان زندگي ساز وهمن ، ارديبهشت ، شهريور ، سپندارمذ يا انديشه نيك ، بهترن راستي و پاكي ، كردار نيك ، مهر و باور .
2- بخشش و پاداش نيك اهورامزدا « خرداد و امرداد يا كمال رسائي و جاوداني.
امرداد يا امرتات يعني بي مرگي و جاوداني يعني رسيدن به خدا و بهشت يا زندگي سراسر توانمندي ، دانش و آرامش .
به گونه روشن تر بگوئيم : كوشش در فراگيري دانش و پر بار ساختن انديشه ،هماهنگي با اشا وهيشتا يعني انجام هر كار و هر چيز بجاي خود و بگونه شايسته ترين و بهترين ( عدم تجاوز و انحراف ). كاربرد انديشه پر بار با انجام كارهاي نيك ، مهر ورزي و عشق به همه چيز و همه كس چهار فروزگان زندگي ساز هستند و دو فروزه هاي رسائي و جاوداني كه نگهدارنده آرامش و آسايش دير پا هستند پاداش و بروبار آن كساني است كه خود را به زيور چهار فروزگان رستگاري آراسته اند .
« پروردگارا دو بخشش رسائي و جاوداني مردم را به فروغ مينوئي و روشن دلي خواهد رسانيد ، در پرتو نيروي اراده و كار ( شهريور ) و منش پاك (وهومن ) و راستي و پاكي (ارديبهشت ) و عشق و باور به خدا (سپندارمذ) ، زندگاني پايدار و نيروي معنوي ( خرداد و امرداد ) افزايش خواهد يافت .اي خداوند خرد در پرتو اين فروزگان بر دشواريها پيروزي مي توان يافت. هات 34 بند 11 ».
بعدها دانش آموختگان و پيروان اشوزرتشت پرتوهاي مزدا يا فروزه هاي رستگاري يعني آموزشهاي زندگي ساز و آرامش بخش آن پيامبر راستين را كه در گاتها آمده اند بنام امشاسپندان ياد كرده اند .
اَ = نا يا نه = حرف نفي
مش = مرگ
امش = بي مرگ يا جاويد
سپنت = روشن، پاك ، سودمند = فروزه پاك روشن
امشاسپند = فروزه پاك و مينوي جاويد = پرتوي از دانش بزرگ ( مزدا )
امشاسپندان = فروزگان جاويدان مينوي = پرتوهايي از دانش بزرگ بنامهاي : وهمن ارديبهشت شهريور سپندارمذ، خرداد ، امرداد به شرحي كه در رويه هاي پيش ياد شدند چهار فروزگان نخست فروزه هاي رستگاري و دو فروزگان خرداد و امرداد پاداش مزدا به دست يافتگان يا دارندگان چهار فروزگان نخستين اند.
اگر بخواهيم گاتها را خلاصه كنيم ، اگر بخواهيم از فروزگان رستگاري به كوتاه ياد كنيم و اگر بخواهيم چكيده آموزشهاي اشوزرتشت را بدست آوريم به اين نتيجه مي رسيم
هومت = انديشه نيك هوخت = گفتارنيك هورشت = كردار نيك
هر زرتشتي بايد اين سه پند گرانبهاي زرتشت را همواره آويزه گوش خود نموده و از آن پيروي نمايد .
ايرانيان باستان بر اين باور بودند كه اهورا مزدا به هنگام آفرينش فروغ يا پرتوي از خود را به هر كس و هر چيز مي بخشد تا به كمك انديشه شتافته ، آن آفريده را بشوي خوبي و پيشرفت راهنما باشد و آنرا فروغ آفرينشيا فروهر مي ناميدند.
فر = پيش و بالا
وهر = برنده يا كشنده
فروهر يعني بالا برنده و پيشرفت دهنده .
فروهر مينوئي معنوي است و نگاره و شكلي ندارد .
اين نگاره چيست و چرا آنرا فروهر مي نامند ؟
اين نگاره از دير زماني بگونه ناقص و تكميلي آن در سنگ نبشته ها و نقوش بر ستونها ، نمودار توانمندي ونشان ( آرم) شاهان و در زمان هخامنشيان مهر سلطنت بوده كه از شكل شاهين بنيان گرفته است .نشاني است كشوري و ملي و گمان مي رود پس از ساسانيان در زمانهائي نه چندان دور از ما ، پدران ما براي حفظ اين نشان ملي به آن رنگ ديني داده اند . پاره اي از آموزشهاي ديني را به آن نسبت داده و هم اكنون جزو فرهنگ زرتشتيان و هر كس هم به گونه اي آنرا تفسير وتعبير مي كند .به هر حال نشاني است ملي و پر ارج كه ايرانيان به آن دلبستگي دارند و اينك نمونه اي از آن نسبتها :
1- در اين نگاره سرو نيم تنه پير مردي را مشاهده مي كنيم كه نمودار دانش و تجربه و نيروي راهنمائيست ، اشاره به فروغ اهورائي دانش و خرد ( وهومن )
2- دو دست بر آمده از آستين آمادگي براي نيايش پروردگار و كار و كوشش و خدمت به مردم است كه در گاتها كتاب ديني زرتشتيان خشترايا يا وهوخشتر يا شهريور ياد مي شود .
3- در يك دست حلقه اي مشاهده مي كنيد كه حلقه برادري و پيمان و دوستي و فروتني است (سپنتا آرميتي)
4- دايره يا چنبري كه در ميان وجود دارد نشانه هنجار آفرينش است . به اين معني كه همه كس و همه چيز بايد در راستا و هماهنگ در دايره نظم طبيعت قرار داشته باشند و هر چيز و هر كار به بگونه خود و كاربرد درست و راست بكار گرفته شوند. « اشا يا اشا وهيشتا » = ارديبهشت
5- دو بال كه نشانه پرواز و بالا بردن است سه بهره دارد نشانه انديشه نيك ، گفتار نيك ، كردار نيك ، يا هومت ، هوخت ، هوورشت ، چكيده اي از آموزشهاي اشوزرتشت .
6- اين پيكره يا نگاره به مناسبت فروزه هائي كه به آن نسبت داده شده فروهر ناميده مي شود و دو بخش رو در رو (متضاد ) دارد .
الف ) بخش بالال و درون ، دايره و بال
ب ) بخش پائين يا دامن
بخش بالا نشانه منشهاي نيك و پاك (سپنتامينو = انديشه و منش نيك ) و بخش دامن نمودار منشهاي بد و نا پاك ياد آور ( انگره مينو يا اهريمن = انديشه و منش بد )
7-بخش زيرين شامل دامن كه باز سه بهره دارد نشان انديشه بد ، گفتار بد و كردار بد ( دژمت و دژوخت ودژورشت )
8-دو پايه فرود نمودار پستي و فرود و زبوني وگمراهي و بخاك نشستن يا سقوط اند.
سراسر گاتها پند و درس و زندگي است ، براي نمونه ما بگونه فهرست تنها با ذكر يك (ها) بند از گاتها از چند برداشت ياد ميكنيم .
1- آزادي : اي خداوند خرد هنگاميكه در روز ازل جسم و جان آفريدي و از منش خويش نيروي انديشيدن و خرد بخشيدي . زماني كه به تن خاكي روان دميدي و به انسان نيروي كاركردن و سهن گفتن و رهبري كردن عنايت فرمودي خواستي تا هر كس به دلخواه و با كمال آزادي ره و كيش خود را برگزيند هات 31 بند 11 .
2- برابري زن و مرد :اي مردم بهترين سخنان را به گوش هوش بشنويد و با انديشه روشن و ژرف بيني آنها را بررسي كنيد ، هر مرد و زن راه نيك و بد را شخصاً برگزينيد . هات 30 بند 2 .
3- خوشبختي ما در خوشبختي ديگران است : مزدا اهورائي كه فرمانرواي يگانه است چنين پاداش روا داشته است كه خوشبختي از آن كسي است كه ديگران را خوشبخت سازد . هات 34 بند 1
4- مهر ورزي : اين سخنان را به تازه عروسان و تازه دامادان مي گويم .اميدوارم اندرزم را به گوش هوش بشنويد و با ضميري روشن آنرا نيك دريابيد و به خاطر بسپريد :هميشه با نيك منشي و مهر و دوستي زندگي كنيد و در راستي و پاكي و مهرورزي از يكديگر پيشي جوئيد . چه بي گمان از زندگي سرشار از خوشي و خوشبختي برخوردار خواهيد شد . هات 53 بند 5 .
5- شادي و شادزيوي : اي پروردگار براي برخورداري از شادي و خوشبختي ، بخشايش بي مانندت را به من بنما . اي هستي بخش بخشايشي را كه از انديشه و كردار نيك سرچشمه مي گيرد بمن ارزاني دار . اي آرميتي اي نمود عشق وبردباري ، بوسيله راستي دلهاي ما را روشن ساز تا به خوشبختي و شادي دست يابيم . هات 33 بند 13 .
6- سازندگي و آبادي : پروردگارا بشود بمانند كسانيكه جهان را به سوي آبادي و رسائي پيش مي برند از آفريده هاي وفادار تو باشيم .هات30 بند 9 .
7- آموزش : دانا بايد با دانش خويش نادان را آگاه سازد . نشايد كه نابخرد گمرا ه بماند .هات 31 بند 17
8- راستي : اي مردان و زنان از دروغ بپرهيزيد . از پيشرفت ريا و فريب جلوگيري كنيد و بدانيد آن سرور وخوشي كه از راه نادرست و بدبختي و بيچارگي ديگران بدست آيد جمز رنج و افسوس چيزي به بار نخواهد آورد . هات 53 بند 6 .
9- باور ( ايمان ) : مرد خردمند با آگاهي از اينكه عشقو ايمان بخ خدا سرچشمه راستي است گمراهان وزشتكاران را به پرورش منش پاك و انجام كار نيك و مهر ورزيدن به ديگران اندرز خواهد داد و سرانجام اي خداوند جان و خرد همه زشتكاران با آگاهي از حقيقت به سوي تو خواهند آمد . هات 34 بند10 .
10- كمك به ديگران : مرد دانا و توانائي كه به دستور ايزدي ويا از راه مهر و عواطف انساني خواستاران كمك را خواه از راه هوا خواهان راستي و يا دروغ به گرمي پذيرا شود . او پيرو راه اشا بوده و زندگي اش سراسر سرشار از راستي و درستي مي باشد . اي هستي بخش دانا او بخردي است كه با نيروي دانش ، گمراه را از تباهي و نيستي رهانيده و او را به خود شناسي و اتكا به نفس رهبري خواهد كرد . هات 46 بند 5 .
11- مهر ودوستي :خشم و نفرت را از خود دور كنيد . اجازه ندهيد انديشه هايتان به خشونت و ستم گرايش پيدا كند . به منش پاك . مهر ومحبت و دوستي دلبستگي نشان دهيد ،رادمردان پاك سرشت براي گسترش راستي و درستي پيوند استوار خواهند ساخت و هوا خواهان راستي را به سوي بهشت جايگاه تو اي اهورا كه منزلگه راستان و پاكان است رهبري خواهند كرد . هات 48 بند 7 .
بهشت = بهترين پهنه زندگي با بهترين آرامش و آسايش و دانش .
آئين و فرهنگ زرتشتيان ( باورها وسنتها)
1- جشنها
يكي از ارزشمندترين و زيباترين فرهنگ زرتشتيان شادي و بهره گيري درست از زندگي است و همين موجب پيدايش هر چه بيشتر جشنها شده است .
جشن پازند (واژه يسن از ريشه يز ) يعني ستايش كردن است ، چرا كه در آغاز هر جشن نخستاهورامزدا را ستايش ميكردند و نخستين جشن بر پايه ستايش اهورا مزدا است .
1- جشنهاي روزانه : نماز پنج گانه خود جشني است بين انديشه و خداي انديشه ، آنچه كه ما به آن خلوت دل مي ناميم .
2- جشنهاي هفتگي : چهار رئ در ماه به فاصله هفت يا هشت روز بنام جشنهاي (اورمزد و سه دي ويسپه شام ) روزهاي فرخنده : اورمزد –دي بآذر دي بمهر و دي بدين جشنهاي خانوادگي و تعطيلات هفتگي مي باشند .
3- جشنهاي ماهانه : نياكان ما سال را به دوازده ماه سي روزه و پنج روز پنجه آخر سال و هر چهار سال يك روز به نام اورداد و دو فصل تابستان بزرگ هفت ماهه و زمستان بزرگ پنج ماهه بخش كرده اند كه هر روز و هر ماه نام ويژه اي دارند. برابري نام روز ونام ماه در هر ماه جشن گرفته ميشده كه برخي هم اكنون جشن گرفته مي شوند . نام ماه از شش امشاسپندان و شش ايزدان برجسته تشكيل شده و اينها هستند :
فروردين – ارديبهشت – خرداد – تير – امرداد – شهريور –مهر – آبان – آذر – دي – بهمن – اسفند .
نامهائي كه زير آنها خط كشيده شده است نام امشاسپندان و پرتوهاي مزدا يا ايزدان مينوئي هستند .
نامهاي روز در هر ماه از شش امشاسپندان و 24 ايزدان دست شده است و اينها هستند :
1- اورمزد 2-وهمن 3-ارديبهشت 4-شهريور 5- سپندارمذ 6-خورداد 7-امرداد 8-دي بآذر 9-آذر 10-آبان 11-خير 12-ماه 13- تير 14-گوش 15-دي بمهر 16-مهر 17-سروش 18-رشن 19-فروردين 20-ورهرام 21- رام 22- باد 23-دي بدين 24- دين 25-ارد 26- اشتاد 27- آسمان 28-زامياد 29-مانتره سپند 30-انارام .
نام پنج روز پنجه آخر سال بنام پنج گاتهاي اشوزرتشت اهنود ، اشتود ، سپنتمد ، وهوخشتر ، وهشتوئيش ناميده شده اند .
برابري نام هر روز با ماه مثلاً روز فروردين و ماه فروردين ، روز ارديبهشت و ماه ارديبهشت تا روز سپندارمذ و اسفند ماه جشن گرفته مي شده . اگر پسوند گان به ماه ها بيافزائيم ،نام جشن ماهانه در آن ماه است . دوازده جشن ماهانه اينها هستند : فروردينگان ، ارديبهشت گان ، خردادگان ، تيرگان ، امردادگان ، شهريورگان ، مهر گان ، آبان گان ، آذرگان ، ديگان ، بهمن گان يا بهمنجنه و اسفند گان .
4- جشنهاي فصلي ، گهنبارها – جشنهاي همگامي و همبستگي و همياري ، جشنهاي برداشت بر و بار زميني يا درختي . زرتشتيان در شش هنگام سال گهنبار را جشن مي گيرند و هر هنگام را چهره مي نامند كه هر چهره پنج روز جشن ادامه دارد و دهها گهنبار خوانده مي شود .چهره ها اينها هستند :
1- چهره ميديزرم گاه يا ميانه بهار در ماه ارديبهشت
2- چهره ميديشهم گاه يا ميان تابستان در شهريور ماه
3- چهره پئيتي شهم گاه يا آخر تابستان در شهريور
4- چهره ميديارم گاه يا ميانه زمستان در ديماه
5- چهره همس پت ميديم گاه يا برابري روز و شب در پنج روز آخر سال ( پنجه )
معاني نامهاي روز
1-اهورا مزدا 2- انديشه نيك 3- بهترين راستي وپاكي 4- نيروي شهرياري مزدا براي انجام كارهاي نيك 5- فروتني و مهر وباور راستين 6-رسائي 7- جاوداني 8- آفريدگار آتش 9- آتش 10- آبها 11- خورشيد 12-ماه 13- ستاره باران 14-جهان ، زندگي 15-آفريدگار مهرودوستي 16-پيمان 17- نداي وجدان 18 داد ودادگري 19- خرد ذاتي يا نيروي پيشبرد 20-پيروزي و توان 21-رامش و شادماني 22-باد 23-آفريننده بينش و وجدان 24- بينش و وجدان 25-خوشبختي 26-استحكام و افزايندگي 27-آسمان 28 زمين 29- گفتار دلنشين و راست 30-فروغ بي پايان -.
5-جشنهاي سالانه كه سالي يكبار برگزار مي شوند :
الف : نوروز ، آغاز سال روز اورمزد در ماه فروردين ، برابري شب و روز ، آغاز سرسبزي و شكوفائي طبيعت ، 21 روز جشن گرفته مي شده – پنج روز اول انجام مراسم نوروزي و ديد وبازديد ، روز نهم نوروز شهرياران ( سلطاني ) روز سيزدهم سيزده بدر و ديگر روزها آسايش وآرامش وشادي و پاي كوبي . اول فروردين برابر است با 21 مارچ
ب: جشن فرخنده زادروز بزرگ انديشمند آريايي و خشور پاك اشوزرتشت اسپنتمان بروز خورداد در ماه فروردين ( ششم فروردين ).
ششم فروردين روز بزرگداشت دانش و ستايش و دانش بزرگ ( مزدا ) روز شادي در دل نوروز و جشن بهاري .
پ: جشن خرم روز ، روز اورمزد و ديماه روز زايش نور روز پس از بلندترين شب سال (يلدا ) جشني بزرگ و شادي بخش چيره شدن روشنايي بر تاريكي .( سپنتامينو بر انگره مينو ) يا غلبه وهومن بر اهريمن .
درديماه چهار جشن بر پا ميشده است : اورمزد و ديماه جشن خرم روز . دي بآذر و ديماه جشن ماهانه ديگان و دو جشن هفتگي دي بمهر و ديماه و دي بدين وديماه . كه هم اكنون نيز بيشتر آنها جشن گرفته مي شوند .
ت: جشن سده :
جشن پيدايش آتش در زمان هوشنگ شاه پيشدادي بروز دهم بهمنماه ، 30 ژانويه (يكصد روز از زمستان بزرگ گذشته ) از اول آبانماه تا دهم بهمن ماه ، جشن ملي و شادي افزا ،جشن ملوك نامدار ،جشن زمستاني .
6-جشنهاي سميناري يا زيارتگاهها ،كنكاشهاي ديني و جماعتي ،ديد و بازديد همگاني ، همياري وهمگامي ، شادي وغم زدائي . اينگونه گردهماييها و همايش ها در جاهايي برگزار مي شود كه دور از شهر و دسترس بيگانه و در آغوش طبيعت آزاد باشد .آنجاها را زيارتگاه يا پير مي خوانند كه بدين نامها و روزها هستند :
الف ) پير هريشت .از 7 تا 11 فروردين ماه
ب) پير سبز يا چك چكو . از 24 خرداد تا 28 خرداد .
پ)پير نارستانه . از 2 تا 6 تيرماه .
ت) پير بانو يا بانو پارس . از13 تا 17 تيرماه
ث) پير ناركي . از12 تا 16 امرداد .
اين سمينارها در فصل بهار وتابستان كه هوا براي همايش شايسته اند برگزار مي شوند .
7-جشنهاي ديني :
الف – سدره پوشي : اولين جشن پصايان آموزش كودك در رشته ديني كه به نشان بروني زرتشتي بودن (سدره و كشتي ) سرافراز مي شود و نخستين گام در راه باور به دين بر مي دارد .
ب – جشن نوزوتي : جشن پايان دوره مياني دانش پژوهي در دين كه پروانه موبدي يا برگزاري كارهاي ديني را در يافت مي دارند .
پ – جشن هيربدي : كه جشن دانش دين و براي برگزيدن موبد دانشمند برگزار مي شود .
ت – جشن واج يشت گهنبار كه در آغازين پگاه هر چهره از گهنبار به گونه گروهي با همگامي و همنوائي موبدان برگزار مي شود و همگان هم مي توانند در شادي آن هم بهره مند باشند .
جشنهاي خانوادگي : جشن نامزدي ، جشن زناشوئي ، جشن زادروز و جشنهاي ديگر كه هر خانواده به خواست و توانايي و از ديد خود برگزار مي نمايد .
1- سالروز درگذشت اشوزرتشت اسپنتمان به روز خير ايزد و ديماه ، پنجم ديماه 26 دسامبر .
2- پرسه تيرماه بزرگداشت جانبازي هاي ردان و پهلوانان . بزرگداشت آرش كمان گير به روز اورمزد و تير ماه ، 22 ژون